برگشتم بنویسم.

دلم می‌خواد باز این‌جا بنویسم. یهویی. بی‌مقدمه. غیررسمی. از هیجده شهریور پارسال‌ تا الان زمان خیلی زیادی گذشته. تقویم می‌گه سیصد و چهل و هفت روز اما من فکر می‌کنم بیشتر. نمی‌دونم چی باید درباره‌ش بنویسم. یک سالی که فقط سعی کردم زنده بمونم. همون روز هیجدهم که از خوب شدن حال بابابزرگم خوشحال بودم، چند ساعت بعد برای همیشه از دستش دادم. سال کنکورم گذشت. دقیقه‌های روشنِ مدرسه باعث شد همه چیز غیر قابل تحمل نباشه. دیگه نمی‌دونم. دلم برای روناهی بودن تنگ شده. برای اون آدمی که نمی‌تونم توی دنیای واقعی بروزش بدم. روناهی فقط یه اسم مستعار نیست. خود خود منه. حرف‌های واقعی. همونی که قایم‌ش می‌کنم تا کسی نبینه. گمون نمی‌کنم کسی دیگه این‌جا رو بخونه و همین بهتره. از خونده شدن هم ترسیدم. این‌جا خلوت‌ترین جایی هست که می‌تونم بخزم توش و بنویسم. درست وسط یک عالمه سرگردونی و تلاش الکی دلم خواست بازم روناهی باشم. پس سلام!

۱۰ نظر
غَزَلْ (هیرای)
۳۰ مرداد ۱۹:۲۵

سلام به روی ماهت :")

پاسخ :

سلاام. :*)  خوشحالم که هنوز ستاره‌ این جا رو باز می‌کنی و امیدوارم خوب باشی.
ویــ ـانا
۳۰ مرداد ۲۰:۳۰

روناهییییی خیلی خوشحالم برگشتی 

پاسخ :

سلااام ویانا! ممنونم و خودمم خوشحالم برگشتم. :))
یاس ارغوانی🌱
۳۰ مرداد ۲۱:۴۱

سلام.

من دو روزی میشه که برگشتم. اتفاقا دیروز چشم به آخرین پستت افتاد و گفتم کاش روناهیی هم برگرده.

خوشحالم که برگشتی. :*)

پاسخ :

سلام نرگس. خوبی دختر؟ چقدر می گذره باهات حرف نزدم.
مرسی و خوبه توام برگشتی. :))
آرا مش
۳۱ مرداد ۰۶:۵۵

ولی این مدت هنوز گاهی اینجا میومدم، دوباره بنویس و روناهی باش...

 

+سلام :)

پاسخ :

سلام خانوم آرامش. امیدوارم خوب باشید. ممنونم که به وبلاگ متروکه من سر می‌زدین. :*)
چشم!

امیر.ر. چقامیرزا
۳۱ مرداد ۱۰:۲۳

سلام. سلام.سلام

خدا رحمت کنه پدربزرگتان رو:)).

خیلی خوب شد که برگشتین، ماهم دلمون برای روناهی تنگ شده بود، با اون همه نور و برف و شادی توی نوشته‌هاش:)).

پاسخ :

سه تا سلام به شما. امیدوارم خوب باشید.
ممنونم. سلامت باشید.
خدایا. :*)
.. میخک..
۳۱ مرداد ۱۳:۱۷

خوش برگشتی :)

پاسخ :

سلام میخک! امیدوارم حالت خوب باشه.
و ممنونم. :)
سُولْوِیْگ 🌻
۳۱ مرداد ۱۳:۴۰

سلام روناهی.

خوش برگشتی. :) 

پاسخ :

سلام سولویگ. :)
ممنونم! ^_^
چوی زینب دمدمی
۳۱ مرداد ۱۳:۴۶

وای خدای من ببین کی اینجاستتتت*----*

نمیدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود TT

جای نوشته هات توی قلبم خالی بود❤

پاسخ :

سلاام زینب! حالت چطوره؟
منم دلم برای کامنت‌های شما تنگ شده بود. 
♡:)
Machu Picchu
۰۱ شهریور ۰۵:۲۳

سلام روناهی . چرا ما هنوز اینجا را می خونیم . و به قول حافظ خوش سخن : ثبت است بر جریده عالم دوام ما .

من نوشته های شما را دوست داشتم . دوباره بنویس .

پاسخ :

خیلی ممنونم از لطفتون.

زری シ‌‌‌
۰۱ شهریور ۲۲:۲۷

سلام علیکم =")

پاسخ :

سلاام زری! :*

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان